ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

I’m not Seyah-Sar (Black Head) !






In my society the women are humiliated in various ways; one of them is “Seyah-Sar” which means black head in English. Those male and some of female who are using this phrase, they think women are feeble-minded and don’t have the same value as men. The people are using this phrase from long times ago. By calling Seah-sar, the women feel humiliation. 


When I go to the bus station, I hear that the conductor of bus shouts and tell to the bus driver: Stop the bus because here is seyah-sar. By hearing this sentence, I stop my walking and prefer to don’t go by that bus, and then I hear that he is cussing me. But I walk back to the street and trying to ignore their words. Then I wait for some more minutes and thinking about seyah-sar’s phrase which hurt me a lot.  
Whenever I go to the bank to take money, the person who is cashier, suggests to a man and says; can you change your turn with this seyah-sar please? He accepts but usually becomes so angry. I get so disappointed but I can do nothing. I can’t change the bank as easily as I can change buses. I take my many and go out from the bank with lots of confusion. 

Sometimes I’m thinking about this phrase (seyah-sar) a lot, and why men should humiliate a woman by this phrase. I’m asking myself why, in my society, being a woman should be a crime? Always, Lots of questions swarm in my mind, but no one can give me acceptable answers and no one can convince me by their answers. Sometimes, when I’m thinking a lot, my mind stops working and then, I prefer to help my mother instead of thinking about a long road which doesn’t have an end.   

I dislike those men who call women seyah-sar. Their mother, sisters and their daughters are women too. They don’t even know the worth of their mother who trained them, taught them the way of living and took care of them for a long, long time. I know that fighting against these humiliations will take a long time but the women should be united and work hard for a bright tomorrow. Women can take care of each other and feel each other’s problems. They, together can cross the long road in a short time.  

By---Kamilah

من سیاه سر نیستم!




سالهاست که شنیدن این کلمه مرا سخت می آزارد. سیاه سر کلمه است که بیشتر مردان آنرا برای خورد ساختن و تحقیر نمودن یک زن استفاده میکنند. آنانیکه که این کلمه/عبارت را استفاده میکنند، زن را موجود شوم و حقیر میدانند و یا هم به این باوراند که زنان ناقص العقل اند. متأسفانه مردانیکه تحصیل کرده اند و سواد آموخته اند آنان هم به این باوراند. در اینجا هیچ تفاوت میان باسواد و بیسواد دیده نمیشود. به همین دلیل بیشتر زنان هم کلماتی تحقیر آمیزی را علیه همدیگر استفاده میکنند، چون آنان از مردانیکه سالها برآنان سلطه دشته آموخته اند و این کلمه در اذهان آنان حک شده است.

وقتی به ایستگاه بس میروم، نگران/کلینر بس صدا میزند که آهسته، آهسته که سیاسر اس. در جایم میایستم، و با خود میگویم، من که سیاه سر نیستم. از رفتن توسط آن منصرف میشوم. درآن هنگام صدای موتروان و کلینر هردو را میشنوم که دشنامم میدهند و مسخره ام میکنند. اما من بی تفاوت از کنار آن بس میگذرم و منتظر بس دیگر میمانم. روزهای را به یاد دارم که به مدت 20 دقیقه منتظر بس در ایستگاه منتظر بوده و دوستانم مسخره ام کرده اند.

وقتی بانک برای گرفتن و یا تحویل پول میروم، خزانه دار از مردی میخواهد تا نوبتش را به من دهد، و به وی میگوید که "بیچاره سیاه سر اس، بان که زود خلاص شوه." ولی آنجا جائی بحث و گفتگو نیست، ناچار پولهایم را گرفته و از بانک با هزار فکر آشفته خارج میشوم. در طول راه به کلمه سیاه سر بسیار فکر میکنم و از خودم میپرسم، چرا در جامعه که من زندگی میکنم زن بودن یک جرم است؟

گاهی در کوچه، دانشگاه و یا در بیرون از خانه با اشخاصیکه سیاه سر صدایم میکنند و یا آزارم میدهند، درگیر میشوم و لی جز کلماتی بی معنی و مضحک  چیزی دیگری نمیشنوم. بعضی مواقع نا امید میشوم و فکر میکنم که مردان همه چنین اند که حتی بوی انسانیت هم از آنها فرار نموده است. چون خیلی کم برایم اتفاق افتاده که مردی را با اوصاف انسانی دیده باشم. وقتی وارد کوچه مان میشوم، پسران جوانی را میبینم که در سایه های خانه ها تکیه داده و مصروف کشیدن سگرت و ردو بدل سخنهای ناپسند هستند، سرم را پائین گرفته و از پیش آنان میگذرم و حرفهایشان را ناشنیده میگیرم. اما واقعاً برایم جای تاسف است که مردم در مقابل هرگونه بی نظمی آنان ساکت بوده و خودرا کور جلوه میدهند، اما به دخترانی که با هزار زحمت خانواده هایشان را قانع میکنند تا اجازه تحصیل گیرند را دشنام میدهند و از هیچگونه بی ادبی در مقابل آنان دریغ نمیکنند.

امروز با شنیدن کلمه سیاه سر بسیار ناراحت میشوم، اما به همان اندازه قوت میگیرم تا دهانی را که امروز با سخنان بد گشوده میشود را با تلاشهای خود و زنان دیگر برای همیش ببندم. اما پیام من برای زنان این است تا باهم متحد شوند و دست به دست هم داده در مقابل هر نوع بی عدالتی و ظلم مانند کوهی بایستاند، آنگاه هیچ ظالم توان مقابله به آنان را نخواهند داشت. زنان میتوانند به کمک همدیگر آیندۀ روشنی به نفغ خود و جامعه ای خویش رقم زنند.

کامله عطائی

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه

Women's Movement With Justice Slogan!





Today, I joined a protest, which was a great movement of Afghan women against injustice. I found my self between a group of brave and peaceful women. Their slogan was justice. The justice which depend to an especial group of people (men) not those who are peaceful or quiet. But the women are tired, tired of injustice and violence. The women raised up their voices to bring justice, to decrease violence.
What is Islam talking about, about justice or injustice? about peace or war? Where is the real Islamic laws to lead their followers in Islamic ways? We are living in 21 century not in centuries before Islam.
Why violence against women?
Why injustice?
Why self-immolation?

We all needed answers for these questions. The government must responds us.
By Kamilah Ataee